شکل سازمانی عشق توی چشمهای توست
من چارت بی در و پیکر یک ارگان خاصم
که توی پروازهای تهران غرق بوسه می شود
بوسه هائی به طعم ابر
و یک بغل از بادهای سفید...
چه کنم کنم بازوان گرم توام
وقتی از حس همیشگی پرت می شوم
و تو هنوز...
چقدر بوسه!!!
سرم به گیجهای ارتفاع خورده
تب دارم از عشقی که سوسه می کشد
منم که شعر می شوم
و این بهارنارنجها
توی سقوط شیراز
طعم ابر می گیرند...